|
خوشبختی .نامه ای نیست که یکروز نامه رسانی زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دست های منتظر تو بسپارد. خوشبختی. ساختن عروسک کوچکی است از یک تکه خمیر نرم و شکل پذیر ....به همین سادگی .به خدا به همین سادگی اما یادت باشد که جنس ان خمیر باید از عشق و ایمان باشد
نه چیزه دیگر....
سلام یه سوال دارم می خواستم بدونم اگه بخوام یه عکس (مثلا عکسی رو که با موبایل گرفته شده) رو بزارم تو وبلاگم باید چی کار کنم ممنون میشم اگه کمکم کنید
من از طرح نگاه تو امید مبهمی دارم نگاهت را مگیر از من که با ان عالمی دارم اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا ان است که نامت زیر لب دارم
اگر گم کرده ای دل کلید استجابت را بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من
من با تو چقدر ساده رفتم بر باد تو نام مرا چه زود بردی از یاد من حبه قند کوچکی بودم که از دست تو در پیاله ی چای افتاد
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم از دوست بر درش برگ گلی می کوبم روی ان با قلم سبز بهار می نویسم خانه دوست این جاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست
وقتی غزل سر می رسه حس میکنم کنارمی حس میکنم مثل قدیم عاشق و بی قرارمی وقتی غزل سر می رسه حس می کنم تو با منی حس می کنم اومدی طلسم شب رو بشکنی خوب می دونم خوب میدونم تمام دنیای منی سکوت من شیشه ای اما تو اون رو میشکنی اون دل نازنین تو از این دلم خسته شده خوب میدونم کتاب ما مدتیه بسته شده
تو سکوت شاپرک ها لحظه خواب قناری هیچ کس صدامونشنید وقت عشق و بی قراری من که پاک و ساده بودم بی ریا دل داده بودم تو چرا نگام نکردی.... زیر پات افتاده بودم تو هجوم قحطی عشق شونه هات پناه من بود لمس دستای نجیبت اولین گناه من بود.... توشبای عاشقیمون یه بغل ستاره داشتی وقتی که منو می دیدی سر رو شونه هام می زاشتی حالا باز منتظر هستم دوباره برام بخونی دستای منو بگیری قدر عشقمو بدونی
اگه نظر ندید دیگه هیچ مطلبی نمی زارم
امیدوارم توی این وبلاگ لحظات خوشی رو گذرونده باشید دوستانی که مایل به تبادل لینک هستید این وبلاگ رو به اسم عشق کلنگی لینک کنید ودر قسمت نظرات اعلام کنید تا من هم شما رو لینک کنم نظر یادت نره
قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به اب دور خواهم شد از این خاک غریب که دران هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان ذا بیدار کند قایق از تور تهی ودل از ارزوی مروارید هم چنان خواهم راند نه به اب ها دل خواهم بست نه به دریا-پریانی که سرازاب به در می ارند ودران تابش تنهایی ماهی گیران می فشانند فسون از سر گیسوهاشان هم چنان خواهم راند پشت دریا شهری است که دران پنجره ها ربه تجلی بازاست بام ها جای کبوترهایی است که به فواره ی هوش بشری می نگرند دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند که به یک شعله به یک خواب لطیف خاک موسیقی احساس تو را می شنود و صدای پر مغان اساطیر می اید در باد پشت دریاها شهری است که در ان وسعت خورشید به اندازه چشمان سحر خیزان است شاعران وارث اب و خرد و روشنی اند پشت دریا ها شهری است قایقی باید ساخت
روز ها فکر من این است و همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم از کجا امده ام امدنم بهر چه بود به کجا میروم اخر ننمایی وطنم مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا یاچه بودست مراد وی ازاین ساختنم انچه ازعالم علوی است من ان میگویم رخت بربسته بر انم که بدانجا فکنم یا مرا بر در خمخانه ان شاه برید که خمار من از انجا است همان جا شکنم خنک ان روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پر وبالی بزنم کیست ان گوش که او می شنود اوازم یا کدام است سخن می کند اندر دهنم کیست در دیده که از دیده برون می نگرد یا چه شخص است نگویی که منش پیرهنم تا به تحقق مرا منزل و ره ننمایی یکدم ارام نگیرم نفسی دم نزنم
من مست و تو...... من مست وتو دیوانه ما را که برد خانه صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه در شهر یکی کس را هشیار نمی بینم هر یک بتر از دیگرشوریده و دیوانه جانا به خرابات آی تا لذت جان بینی جان را چه خوش باشد بی صحبت جانانه از خانه برون رفتم مستیم به پیش امد در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه گفتم ز کجایی تو تسخر زد وگفتا من نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه نیمیم ز اب وگل نیمیم ز جان و دل نیمی ز لب دریا نیمی همه در دانه گفتم که رفیقی کن با من که منت خویشم گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه من بی سر و دستارم در خانه خمارم یک سینه سخن دارم زان شرح دهم یا نه
من و تو و خاطره ها
دوستت دارم بی انتها
تا گرم اغوشت شدم چه زود فراموشت شدم تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم کاشکی دلت بهم میگفت نقشه قلبمو داره هرکی زد و رفت و شکست یه روز یه جا کم میاره
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهر بی سر وپایی نکنیم
عکس عکس عکس
ويژگي پسرهاي ايراني 1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه. 2-تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش. 3-چشمك جزو تيك عصبيشونه. 4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن. 5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره. 6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه. 7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين. 8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه دختر رشتیه دیر می یاد خونه باباش می گه:تا حالا کجا بودی؟می گه:بهم تجاوز کردن.باباش می گه:تجاوز نیم ساعت بقیش کجا بودی؟ يه روز تو جهنم بمب ميذارن همه شهيد ميشن ميرن بهشت یه روز میبوسمت اي دوست نزن زخم زبان جاي نصيحت هر كسي رو كه دوست داري ازت ميگيره
سلام دوستان .. ببخشید چند وقتی نبودم از عید فطر تا حالا هیچ مطلبی نذاشتم شرمنده این چند وقت کامپیوترم (رایانه)خراب شده بود الان هم که میرم مدرسه و درس ومشق .هیچ مطلب جالبی پیدا نکردم که براتون بذارم جون من نظر بدین تا منم شارژ بشم و یه امیدی داشته باشم برم مطالب توپ براتون پیدا کنم در ضمن هر مطلبی خواستد علمی طنز و...تو بخش نظرات برام بنویسید تا براتون بزارم
بسترم صدف خالی یک تنهایی ست وتو چون مروارید گردن آویز کسان دگری .....
لحظه دیدار لحظه دیدار نزدیک است باز من دیوانه ام .مستم باز می لرزد دلم. دستم باز گویی در هوای دیگری هستم
زندگی شب را با تیغصبح بریدم و روز را در قابی از طلا اویختم به روزن تقویم زندگی
|
About
مرداد 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 Links
اسیر عشق |